PSB is being developed by Pooya Paridel.
 










 
امروز: 1393/5/29 هجري خورشيدي است.
به وب سايت مديريت توسعه منابع انساني خوش آمديد   































معرفي امور
معرفي خدمات
ماهنامه هاي مددكاري اجتماعي
خبرنامه
spss
مقاله هاي علمي
داستانهاي واقعي و خواندني
ارتباط با ما
تماس با ما معرفي مدير و معاونين پست الكترونيك شركت ملي گاز ايران نقشه وبگاه نمودار سازماني
 مديريت توسعه منابع انساني>مددکاري و روابط صنعتي>مقاله هاي علمي
  مشاوره گروهي در مقايسه با مشاوره فردي
 

     افراد زيادي مي پرسند كه مشاوره گروهي بهتر است يا مشاوره فردي ؟ به خاطر وجود تفاوت بسيار ميان آدميان و موقعيت ها، پاسخ به اين سئوال مشكل است. بعضي مواقع مشاورة فردي و بعضي مواقع نيز مشاورة گروهي , بهترين گزينه است , گاه تركيبي از اين دو منجر به كسب نتايج بهتر مي شود . از نظر اكثر مردم , كارهاي گروهي مي توانند بي نهايت ارزشمند باشند . سودمند بودن مشاورة گروهي از نظر اين عده به اين خاطر است كه اعضاي گروه به مشاركت و ارائه اطلاعات از سوي ساير اعضاء نياز پيدا مي كنند , بعلاوه از طريق فرآيند « گوش دادن » , اعضاء مطالب بيشتري را در گروه مي آموزند .

     در كار با نوجوانان , مشاوره گروهي معمولا" بهتر از مشاوره فردي است به اين خاطر كه نوجوانان اغلب در كنار ساير همسالان خود با انگيزة بيشتري صحبت و اظهارنظر مي كنند تا در كنار بزرگسالان . براي آن دسته از افرادي كه دچار فرآيند غم و اندوه مي شوند تشكيل گروهها بسيار ارزشمند است ( Price, Dinas, Dunn & Wentrowed, 1995 ) . با وجود آنكه مزاياي زيادي براي استفاده از مشاوره گروهي ذكر شده , ولي بايد بدانيم كه مشاوره گروهي مناسب هر كسي نيست ( Corey, 2000; Yalom, 1995 ) . سرپرستان گروه اغلب اين نكته را درك نمي كنند و پيوسته بر عضويت اعضاء در گروه اصرار مي ورزند . افرادي كه مايل به عضويت در گروه نيستند و يا آمادگي لازم براي شركت در گروه را ندارند , مي توانند باعث آسيب يا بر هم زدن كار گروهي شوند به اين خاطر كه مشاور گروه ممكن است قبل از آنكه اعضاء آمادگي لازم را پيدا كنند , آنها را به انجام كارهايي وا دارد يا آنكه خواستار «خود افشايي » آنها شود .

     همچنين در بعضي از مواقع , بدليل محدوديت هاي زماني در كار مشاورة گروهي , مشكلات افراد آنطور كه بايد و شايد مورد بحث و بررسي قرار نمي گيرد . زمانيكه رهبران گروه تشخيص دهند عضوي از اعضاي گروه به جلسات مشاوره اي غير از مشاوره گروهي نياز دارد , مي توانند چنين امكاني را براي وي مهيا سازند , يا اگر تشخيص دهند كه عضوي قصد بر هم زدن گروه را داشته باشد , مي بايست توجه عضو مورد نظر را بيشتر به انجام مشاوره فردي به جاي مشاوره گروهي جلب نمايند .

    

“ Clients with Chronic Diseases or Disabilities “

مددجويان با ناتواني يا بيماريهاي مزمن

   گروهها , براي افراد مبتلا به ناتواني يا بيماريهاي مزمن مي تواند در مراكز مبتني بر جامعه  بيمارستانها و يا مراكز توانبخشي تشكيل شود . به لحاظ تأكيدي كه بر تشكيل گروه در آغاز فرآيند ناتواني يا بيماريهاي بلند مدت و لاعلاج وجود دارد , تشكيل اينگونه گروهها اهميت فوق العاده اي دارد . مددجويان اغلب پيش آگهي چنداني از روند بيماري و آينده آن ندارند . از اين رو , بدليل نداشتن اطلاعات دقيق قادر به تصميم گيري منطقي در خصوص شرايطي كه در آن قرار گرفته اند , نيستند . اين عده از بيماران بدليل احساس عدم كنترل و احساس جدايي فيزيكي از خانواده و دوستان به خاطر اقامت در يك مركز درماني در شهري ديگر مي بايست در سبك زندگي شان تغييراتي را ايجاد كنند . همچنين انجام مشاغل روزمره , حضور در مدرسه , مشاركت در امور اجتماعي , گرفتار شدن در امور خانوادگي , انجام آزمايشات پزشكي , پرداختن به امور درماني و انتظار توأمان با ترديد و دودلي باعث مي شود كانون زندگي اين عده از افراد براي هفته ها يا ماهها دستخوش تغييرات گردد .

 

انواع گروهها “ Kinds of Groups “

     با توجه به غير قابل پيش بيني بودن فاكتورهاي پزشكي و نياز به حمايت هاي عاطفي و تلاش براي ايجاد تغييرات در سبك زندگي بيماران , تشكيل انواع مختلفي از اين گروهها با اين نوع از جمعيت ها مي تواند كاملا" سودمند باشد . گروهها مي توانند موضوعات مرتبط با سلامتي را براي اعضاي خود آموزش دهند و به آنان كمك كنند كه چگونه با مسائل روانشناختي همچون فقدان هويت , عصبانيت و فرايند داغديدگي كنار بيايند . همچنين گروهها مي توانند با استفاده از شيوة حل مشكل از اعضاي گروه حمايت كنند و كمكهاي لازم در اين زمينه را براي آنان فرام نمايند . دو دسته از بيماراني كه در اكثر گروهها عضويت دارند بيماران « ايدزي » يا « سرطاني » است . بسياري از گروههاي حمايتي تراز اول با اين دسته از حمايت ها كار خود را به پيش مي برند .

اگر شما در حال برنامه ريزي براي هدايت اين نوع از گروهها هستيد بايد متوجه باشيد كه كتاب ها و نوشتجات زيادي با رويكردهاي مختلف نسبت به هر كدام از آنها وجود دارد . پيشنهاد ما اين است كه به ژورنال هاي گروهي و پزشكي كه در خصوص ايدز و سرطان نگاشته شده , مراجعه نماييد .

 

غربالگري Screening

     معمولا" بهترين حالت تشكيل گروه , گروههاي متجانس است كه اعضاي آن همگي داراي يك بيماري يا ناتواني خاص باشند به اين خاطر كه بيماري يا ناتواني فاكتور مشتركي است كه مورد توجه همه اعضاست و همگي به آن اهميت مي دهند . رهبر گروه به كسانيكه وارد گروه مي شوند بايد اهميت و احترام زيادي قائل شود . به ويژه , مي بايست نسبت به بروز حالاتي همچون اضطراب , افسردگي و عصبانيت شديد كه معمولا" بدنبال شروع يك بيماري بلند مدت و يا شرايط ناتوان كننده ايجاد مي شود , بسيار حساس باشد .

     مراحل سوگ و داغديدگي در بسياري از موارد شامل مراحل زير است كه تا حدودي نيز قابل پيش بيني است :

1)     انكار

2)     عصبانيت

3)     كنار آمدن

4)     افسردگي

5)     پذيرش 

     براي رهبر گروه درك مراحل سوگ, هم از نظر انتخاب اعضاي گروه و هم از نظر هدايت درست گروه , بسيار مهم است . اعضايي كه به شيوة مؤثر و عملي با شرايط پزشكي شان كنار آمده اند , مي توانند به آن دسته از اعضاي گروه كه هنوز در مراحل عصبانيت يا افسردگي هستند , اطلاعات بدهند و حمايت هاي لازم را برايشان فراهم نمايند و يا اينكه بعنوان مدلهاي نقش براي آنان انجام وظيفه كنند . گروهها با اعضاي داراي ناتواني يا بيماري مزمن مي توانند هم بصورت گروه باز و هم بصورت گروه بسته تشكيل شوند . بيشتر گروههاي بيمارستاني بدليل نياز به پذيرش عضو تازه وارد در بخشي كه در آن , همة اعضا از بيماري يكساني رنج مي برند از نوع « گروه باز » هستند . تشكيل گروه براي اعضاي خانواده هايي كه عضوي از آنها داراي بيماري خاصي است, مي تواند موفقيت زيادي را به همراه داشته باشد .

 

تعداد اعضاء و طول مدت گروه “ Size and Length of Croup “

     تعداد اعضاء در اين نوع گروهها بسته به هدفشان متنوع است . گروههاي آموزشي مي توانند بزرگتر باشند . گروههاي حمايتي و درماني تا حد امكان نبايد بيش از هشت عضو داشته باشد و معمولا" شش نفر تعداد ايده آلي براي اين گروههاست . جلسات اين گروهها معمولا" 5/1 الي 2 ساعت طول مي كشد به اين خاطر كه اعضاي گروه معمولا" افكار و احساسات مشترك زيادي با هم دارند .

مهارت هاي ويژه / Special Skills

1) مواجهه با احساسات تند مددجويان .

     رهبران گروههايي با اعضاي بيمار يا ناتواني مزمن نيازمند آن هستند كه خود را براي مواجهه با بسياري از تحركات مختلف گروهي آماده كنند . به خاطر وجود احساس ظلم و بي عدالتي در بين اعضاي اين نوع گروهها از آغاز ابتلاء به بيماري مزمن يا لاعلاج , اين افراد اغلب نياز شديدي به بيان احساسات تند خود ـ به ويژه ناكامي و پرخاشگري ـ دارند .

     از اين رو , رهبران گروه در مواجهه با احساس خصومت از سوي اينگونه اعضا مي بايست آرامش خود را حفظ نمايند و تا حد امكان سعي كنند كه اين احساس آرامش را به آنان نيز منتقل نمايند .

     عصبانيت اعضاي گروه اغلب به شكل عيب جويي از كادر پزشكي , پرستاران , زمان بندي برنامه ها و ساير موارد است . براي رهبر گروه مهم است كه اين عصبانيت را بعنوان جنبه مهمي از فرآيند سوگ بشناسد و كمك كند كه عضو گروه نيز بتواند با آن كنار بيايد .

 

2) تشويق اعضاء به تمركز روي ساير ابعاد زندگي .

     اعضاي اينگونه گروهها بدليل محروميت از ابعاد ديگر زندگي شان به شدت روي شرايط پزشكي شان متمركز مي شوند . از اين رو , براي توجه به مواردي وراي شرايط پزشكي شان نظير احتمال استخدام در آينده , معاشرت دوباره با دوستان , بازيابي نقش در خانواده و ساير موارد نيازمند تشويق و حمايت از سوي رهبر گروه هستند. استفاده از مهارت برش در كار گروهي بسيار مؤثر است و تنها با انجام تمرينات است كه مي توانيم طرز صحبت اعضاي گروه در خصوص مسائل مشتركشان را تنظيم نماييم . براي مثال , تمرين مهارت تكميل جملات ] ناتمام [ فعاليتي بسيار سودمند است به اين جهت كه رهبر گروه مي تواند از طريق جملاتي كه بكار مي برد توجه اعضاي گروه را به جنبه هاي مهم و بخصوصي از زندگي و بيماري شان متمركز كند .  

 

3) اجازه دادن به اعضاء تا خبره و كارشناس باشند .

     رهبران گروه , به ويژه رهبران مبتدي و تازه كار نياز به درك اين مهم دارند كه مددجويان با بيماري يا ناتواني مزمن اغلب از شرايطي كه در آن قرار گرفته اند كاملا" آگاهند . از اين رو , به جاي اينكه بيشتر از سوي دانش اعضاي گروه تهديد شوند بايد سعي كنند تا از آنها مطلب بياموزند .

 

4) مهارت برش .

     بعضي از اعضاي گروه ممكن است از دانش بالاي خود براي دست انداختنرهبر گروه استفاده كنند ؛ نظير تلاش براي احاطه و تسلط بر موضوع مورد بحث در گروه و يا ناديده گرفتن كارآمدي رهبر گروه بدليل داشتن دانش كمتر در آن حوزة خاص . تحت چنين شرايطي , رهبر گروه ممكن است به استفاده از مهارت هاي مقابله اي نياز داشته باشد تا مطمئن شود كه چنين اعضايي قصد اخلال و كار شكني ندارند .

5) مطلع بودن .

     داشتن دانش زياد درباره بيماري يا ناتواني هميشه مؤثر و كمك كننده است . بعضي از مثالها ممكن است بر تأكيد روي اهميت اين نكته به ما كمك كند . براي مثال , زمان كار گروهي با مردان جوان دچار ضايعه نخاعي, بحث اختلالات جنسي يك موضوع مهم و متداول است كه اعضاي گروه بارها در آرزوي بحث روي اين موضوع هستند . بانيك و مندلسون در سال 1978 نشان دادند كه اطلاعات نادرست زيادي در خصوص مشكلات جنسي در بين اينگونه بيماران در جريان است . از اين رو , رهبر گروه نيازمند استماع نظرات و اطلاعات در زمينه ناتواني و اختلالات جنسي از سوي اعضاي گروه خواهد بود يا اينكه مي بايست اطلاعات درست را از طريق دعوت از كادر پزشكي در اختيار آنان قرار دهد . همچنين رهبر گروه بايد پيش بيني كند كه مطرح شدن چنين موضوعي ممكن است فضاي دلهره و اضطراب را به همراه داشته باشد . گروههايي كه اعضاي آن سابقه سكته مغزي دارند ممكن است بدليل شرايط فيزيكي خاص شان , خلق ناپايداري داشته باشند . براي رهبر گروه مهم است كه از علت اينگونه ناپايداريهاي خلقي مطلع باشد تا مطمئن شود كه عضو متأثر نيز دليل آنرا مي داند و اطمينان حاصل كند كه ساير اعضاي گروه نيز اين شرايط را درك كرده اند. همچنين بيماران داراي سابقه سكته مغزي ممكن است گاها" در بيان مسائل و يا فهم درست نظرات ديگران دچار مشكل شوند . براي اينكه بتوان مشاركت و درگيري اينگونه اعضاء را در فرآيند كار گروهي حفظ كرد , حمايت و تشويق زيادي لازم است .

     بيماران قلبي نسبت به مسأله مرگ و اينكه چطور پس از بروز عارضه قلبي باقي عمر خود را به سلامت طي كنند, نگرانند. وجود اطلاعات نادرست در ميان اين بيماران موضوع متداولي است . اين دسته از بيماران به خاطر داشتن سطوح بالاي اضطراب حتي اطلاعات درست و دقيق را نيز در اغلب موارد بطور كامل و صحيح درك نمي كنند , از اين رو , در كار گروهي با بيماران قلبي , آموزش همراه با حمايت و تشويق بسيار مهم است .

 

6) درك پيامدهاي روانشناختي اقامت در مراكز درمان شبانه روزي .

       نكته نهايي در كار با اعضاي گروه مبتلا به ناتواني يا بيماري مزمن در يك برنامه درمان شبانه روزي اين است كه محل اقامت ممكن است روي رفتار و نگرش اعضا تأثيرگذار باشد . اكثر بيمارستانها و مراكز توانبخشي رفتار خشك و انعطاف ناپذيري را در قبال بيماران ارائه مي كنند . لذا باعث تشويق و ترويج وابستگي آنان به اين مراكز مي شوند . بيماران بارها مي پرسند كه صبح ها چه ساعتي بيدار شوند , كي غذا بخورند , چه كارهايي را بايد انجام دهند , كي بايد انجام دهند , اغلب آنها ممكن است مشغول تلفن زدن و انجام كارهاي تكراري و بي فايده باشند . حتي ممكن است اين باور كه زندگي آنان به راستي در اختيار و كنترل كادر پزشكي است , در ميانشان رواج يابد.تفكرات خشك و انعطاف ناپذير منجر به يأس وبي علاقگي در بين اعضاي گروه مي شود . از اين رو , رهبران گروه براي جلوگيري از بروز يأس و دلمردگي مي بايست هم با كادر پزشكي و هم با اعضاي گروه فعالانه كار كنند .

Reference:

Croup Counselling : strategies and skills (2002) , Jacobs, Ed. E; Robert L. Msasson & Riley L. Harvill .

Brooks/ Cole Press. ( pp. 373- 376 ; p. 19 )

نظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ
تعداد بازديدكنندگان:737,340 كاربران فعال:279کليه حقوق اين سايت متعلق به شرکت ملي گاز ايران مي باشد - فروردين‌ماه 1387 هجري خورشيدي - آخرين به‌روز رساني:‌1393/4/3