آمار بازدیدکنندگان
تعداد بازديد اين صفحه: 37251
تعداد بازديد از سايت: 152843634
تعداد بازديد زيرپورتال: 12624367
اين زيرپورتال امروز: 1415
در امروز: 12263
اين صفحه امروز: 4
مقالات موجود
چهارمين کنفرانس فناوري اطلاعات و ارتباطات  

 
مجموعه مقالات دوازدهمين همايش بين المللي نفت و گاز 
کليد واژه هاي بحران  
انتخاب راهبرد منابع انساني 
هوش هيجاني چيست؟ 
سازمان يادگيرنده 
  
مديريت دانش و فنآوري اطلاعات 
بررسي بكارگيري آموزش الكترونيك در صنعت گاز با ديدگاه مديريت ريسك 


بررسي بكارگيري آموزش الكترونيك در صنعت گاز با ديدگاه مديريت ريسك

 

علي كلارستاقي[1]

تهران ، ساختمان مركزي شركت ملي گاز ايران، طبقه نهم، واحد آموزش و تجهيز نيروي انساني

kalarestaghi@nigc.ir

 

 

 

 

چکيده

در دنياي امروز قدرت از آن جوامع دانش محور و صاحب اطلاعات است. جوامعي که به اطلاعات دسترسي داشته و شيوه بکارگيري آن را به شکل کاملاً بهينه مي­دانند و راههاي توليد دانش را پيموده­اند. حال براي رقابت و بقا و پيشرفت در اين عصر اطلاعات يکي از مسايل اساسي که مورد توجه مديران موفق شرکتها و سازمانها مي­باشد، آموزش و يادگيري در زمان کم و با هزينه­هاي اندک و در هر موقعيت زماني و مکاني است که مي­توانند به ما براي استفاده از تجربيات ديگران، بالا بردن بهره­وري،  افزايش کيفيت آموزش و دستيابي به دانش روز دنيا کمک شاياني نمايد. در اين مقاله قصد داريم مسايل و مشکلات آموزشي که در صنعت وجود دارد را مطرح کرده و تاثير بکارگيري فناوري اطلاعات را در حل اين مشکلات بررسي نماييم. در اين راستا قصد داريم با بهره­گيري از ديدگاههاي مختلف مديريت ريسک در بخشهاي مختلف، از توليد يک سيستم کارا براي پياده­سازي آموزش الکترونيک، تا توجيه اقتصادي و مديريتي براي مسئولان سازمان را مورد بررسي قرار دهيم.

 

واژه­هاي کليدي: فناوري اطلاعات - آموزش الکترونيک - مديريت ريسک

 

1- مقدمه

     بکارگيري فناوري اطلاعات در امر آموزش که امروزه آموزش الکترونيک يا به عبارت صحيح­تر يادگيري الکترونيک ناميده مي­شود، يکي از مسايل مهمي است که مورد توجه بسياري از دانشگاهها، سازمانها و شرکتها در سراسر دنيا قرار گرفته است.  خوشبختانه در سالهاي گذشته در ايران نيز کارهايي با سرعت کمتري انجام شده، و برخي از دانشگاهها اقدام به طراحي و   پياده­سازي اين نوع از سيستم­ها نموده­اند. اما در صنعت و بخصوص صنعت نفت که از پيشتازان بکارگيري فناوري در روند توسعه سازمان خود بوده، اقدامات قابل توجه­اي در اين رابطه صورت نگرفته­است. با توجه به ويژگيهاي منحصرد به فرد در ساختار صنعت نفت و تعاملات بين­المللي نياز به دانش روز از ملزومات دانش کارکنان آن بوده و هست که براي جلوگيري از عقب ماندگي در بکارگيري تکنولوژي­هاي جديد نياز به تغيير در روند آموزش مديران و کارشناسان کاملا محسوس مي­باشد. بکارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در امر آموزش يکي از بهترين راه­حلهاي مطرح در دنيا مي­باشد که امروزه بسياري از سازمانها و شرکتها به منظور ارتقاء دانش پرسنل خود از آن استفاده کرده تا در چرخه رقابت باقي بمانند و در زمان کم و با هزينه­هاي اندک بيشترين استفاده را از دانش کارکنان خود ببرند.

 

با بررسي­هاي انجام شده دلايل مختلفي وجود داشته، که بکارگيري اين قابليتها در صنعت با موفقيت انجام نشده و پروژه­هاي مرتبط، به سرانجام مطلوبي نرسيده­اند. يکي از اين مشکلات مربوط به عدم حمايت و پشتيباني از طرف مسئولان مربوطه بوده­است. در واقع عدم اطمينان از موثر بودن شيوه­هاي جديد آموزشي و سودآوري اين تکنيکها که به مسئله مديريت ريسک در پروژه­ها مربوط مي­گردد، از مهمترين دلايل عدم حمايت از اين پروژه­ها است.

     در اين مقاله قصد داريم مزاياي بکارگيري آموزش الکترونيک در صنعت گاز را شرح داده و با نگاهي به جنبه­هاي مختلف مديريت ريسک که شامل ديدگاه فناوري اطلاعات و مديريت است، براي اثبات سودمندي اين سيستمها براي سازمان و اطمينان بخشيدن به  مسئولان مربوطه در زمينه­هاي مختلف بخصوص بازگشت سرمايه­اي که در اين راستا هزينه خواهند کرد، مطالبي را ارايه نماييم.

 

2- معايب آموزش سنتي در صنعت

     با توجه به روند سريع توليد اطلاعات  و تغييرات روزافزون در تکنولوژي­هاي جديد، انتقال دانش در زمان کم و افزايش بهره­وري و دستيابي به يک سازمان يادگيرنده از ملزومات آموزش در سازمانهاي بزرگ به حساب مي­آيد. آموزشهايي که ما در صنعت به آنها توجه داريم و از اهميت بالايي نيز برخوردارند آموزشهاي  ضمن­خدمت هستند. يعني پرسنل شاغل علاوه بر کار جاري خود نياز به آموزشهايي دارند تا بهره­وري خود را بالا برده و آمادگي براي انجام وظايف ديگري را نيز داشته باشند. همچنين در صورت تغيير در تکنولوژي­هاي موجود دانش لازم را کسب نمايند.

     حال با اين نگاه به فرآيند دوره­هاي آموزشي، برخي از اشکالات آموزش سنتي ما که از اين نوع آموزش مي­باشد، عبارتند از:

·    زمان طولاني دوره­هاي آموزشي و به دنبال آن ترک محل خدمت و جداشدن از محيط­کار که اين مطلب در خصوص کلاسهاي آموزشي مديران و مسئولان سازمان بسيار مهم است.

·    " کمي­بودن " دوره­هاي آموزشي و افزايش اطلاعات و ذخيره­سازي آن توسط دانشجويان بدون توجه به افزايش بهره­وري ايشان در وظايف محوله.

·    نبود ابزار کمک آموزشي کارآمد در ساختار آموزش سازمان بخصوص دوره­هاي فني و ويژه که فقط در صنعت نفت تعريف شده­اند.

·        عدم امکان تنظيم سرعت آموزش توسط دانشجويان بر حسب دانش شخصي و قدرت يادگيري ايشان.

·        استاد محور بودن دوره­هاي آموزشي و گرفتن اختيار از دانشجويان در خصوص چگونگي فرآيند آموزش.

·        هزينه­هاي زيادي که با ترک خدمت و رفتن به کلاسهاي آموزشي به سازمان تحميل مي­گردد.

·        پراکندگي جغرافياي سازمان و عدم کنترل صحيح بر روند اجرايي دوره­هاي آموزشي.

·        عدم دسترسي به منابع آموزشي و علمي جديد، براي تمامي افراد در حال آموزش.

·        نبود کارگاه­هاي آموزشي کارآمد در کنار کلاسهايي که نياز به تجربه عملي دارند.

·        عدم يکپارچگي سطح دانش شرکت کنندگان در دوره­هاي آموزشي ضمن­خدمت.

·        حضور دانشجويان با درجات سازماني متفاوت در دوره­هاي آموزشي ضمن­خدمت.

·        و...

 

3- فوايد آموزش الکترونيک در صنعت

     امروزه فناوري اطلاعات علاوه بر حوزه­هاي اقتصادي، بازرگاني، سياسي، اجتماعي و موارد بيشمار ديگر، در حوزه­­هاي آموزشي نيز گسترش يافته و بکارگيري اين قابليتها فرآيند آموزش را متحول نموده­است. براي آموزش الکترونيک و يا به عبارت بهتر يادگيري الکترونيک تعاريف متعددي وجود دارد، که در اين بخش براي درک بهتر مطالب ارايه شده به يک تعريفي از يکي از رهبران صنعت آموزش الکترونيک در امريکا اشاره­اي مي­نماييم:

" يادگيري الکترونيکي تنها برگزاري دوره­هاي آموزشي رايانه­اي نيست، بلکه ترکيب جديدي از منابع درسي، تعاملات و ارتباطات جديد، پشتيباني­هاي اجرايي و فعاليتهاي ساخت­يافته آموزشي است."[1]

     آموزش الكترونيك به معني آموزش و يادگيري با استفاده از ابزارهاي مختلف الكترونيکي همچون تلويزيون و رايانه و شبکه­هاي ارتباطي مانند اينترنت است، که با وجود اين فناوريها، يادگيري مستمر در هر مکان و در هر زماني ممکن مي­گردد. در ادامه به برخي از مزاياي اين نوع آموزش اشاره خواهيم کرد.

  • عدم نياز به جابجايي اساتيد و مدرسان از يک منطقه به مناطق ديگر و امکان بهره­گيري از استادان توانا و دانشمند بدون توجه به موقعيت مکاني آنها.
  • کاهش زمان يادگيري که هم از ديدگاه دانشجو و هم از نگاه سازمان قابل توجه است و مطالعات آماري نشان مي­دهد که يادگيري الکترونيک تقريبا تا60  درصد نسبت به آموزش سنتي، سرعت يادگيري را افزايش مي­دهد، بدون اينکه از اثربخشي آن کاسته شود[2].
  • دانشجو­محور بودن فرآيند آموزش، و تطبيق سرعت يادگيري با سطح دانش و توانايي شرکت­کنندگان.
  • امکان به اشتراک­گذاري منابع آموزشي بين شرکتهاي زير مجموعه و در نتيجه کاهش هزينه­ها.
  • کاهش زمان ترک خدمت و ماموريت­هاي آموزشي پرسنل و در نتيجه افزايش بهره­وري سازماني.
  • عدم محدوديت در تعداد دانشجويان که مايل به شرکت در دورههاي آموزشي هستند.
  • امکان به­روزرساني مطالب درسي در زمان کم و با هزينه­هاي اندک.
  • دسترسي به دورههاي آموزشي در زمان دلخواه دانشجو.
  • مديريت دقيق، نظارت و کنترل فرآيند يادگيري.
  • تطبيق بيشتر مواد درسي با نياز دانشجويان.
  • کاهش هزينه­هاي مسافرتي.
  • و ...

     مطلب قابل توجه اين است که اگر برپايي سيستمهاي آموزش الکترونيک را قبول داشته و آنرا يک پروژه کلان در سازمان ببينيم، براي راه­اندازي هرچه بهتر و مطابق با نياز سازمان و در جهت افزايش کارايي براي سازمان و به منظور توجيه اقتصادي آن براي مديران و مسئولان مربوطه به چه مسائلي بايد توجه لازم داشته باشيم. در مديريت اين پروژه يکي از بخشهايي که نياز به توجه کارشناسي ويژه خواهد داشت، مديريت ريسک است که در ادامه توضيحات بيشتري ارائه شده است.

 

4- مديريت ريسک و پروژه آموزش الکترونيک

     امروزه با توجه به رشد روز افزون فناوري اطلاعات و دانش بشري و تاثير آن بر روند اجراي پروژه­هاي مختلف و با در نظر گرفتن ارزش زمان در اجراي موفق و بهينه هر پروژه بايد از فرصتها بيشترين استفاده را برده و تا حد امکان تهديدهاي موجود در اين مسير را کاهش دهيم. يکي از عوامل موثر در روند اجرايي مديريت پروژه که در اين خصوص کمک شاياني به مجريان مربوطه خواهد نمود، مديريت ريسک است. براساس تعريفي که از انستيتو مديريت پروژه در سال 2000 در نشريه PMBOK[2] منتشر شد، ريسك را كه شامل توجه به فرصتها و تهديدها است، اين گونه تعريف کرده است: "ريسك يك رويداد نامعلومي است كه اگر رخ دهد، بر اهداف پروژه تاثير مثبت يا منفي دارد. ريسك هم تهديدات اهداف و هم فرصتهاي بهبود اهداف را شامل مي­شود."[5]

 

     كاهش مخاطرات منفي در سازمان و نياز به اصول پايه­اي در تصميم گيريها دلايلي هستند كه مديران سازمان را وادار به اجراي فرآيند مديريت ريسك در سيستمهاي مبتني بر فناوري اطلاعات مي­سازند.اثرات اين فرآيند بايد در تمام بخشهاي طراحي، توليد و نگهداري اين سيستمها كه همان SDLC[3] است، نمايان گردد. SDLC در سيستمهاي IT به پنج بخش تفكيك مي­شود كه شامل بخش آغازين و امكان سنجي، توليد و توسعه، اجراي سيستم، نگهداري و بازبيني مجدد، واگذاري مي­باشد. مديريت ريسك يك فرآيند چرخشي است كه مي­تواند در هر يك از فازهاي اصلي SDLC اجرا گردد. در جدول 1 بخشهاي مختلف چرخه عمر توسعه سيستم و چگونگي عملكرد مديريت ريسك در آنها توضيحاتي داده شده­است[4].

جدول 1: چرخه عمر توسعه سيستم و چگونگي عملكرد مديريت ريسك[4]

فازهاي SDLC

هدف هر فاز

عملكرد مديريت ريسك

آغازين و امكان سنجي

درخواست سيستم، بررسي درخواستها و مشخص كردن اهداف و حوزه كاربري كه مستند مي­گردد.

شناسايي و تشخيص مخاطراتي كه ممكن است در سيستم وجود داشته باشند، مانند مسايل امنيتي

توليد و توسعه

سيستم مورد نظر طراحي و توليد شده و يا خريداري مي­گردد، به عبارت كلي تر سيستم مهيا مي­شود.

ريسك­ها و عدم اطمينانها را مي­توان در تجزيه و تحليل­هاي امنيتي در نظر داشته تا در تهيه معماري و طراحي سيستم لحاظ گردند.

اجراي سيستم

بخش­هاي اصلي سيستم از جمله موارد امنيتي، سازماندهي و اجرا شده و بايد مورد تاييد قرار گيرند.

فرآيند مديريت ريسك اجراي سيستم را با توجه به نيازهاي اوليه بررسي كرده و به مسئولان كمك مي­كند تا در خصوص ريسك­هاي موجود با توجه به محيط عملياتي سيستم، تصميم گيري نمايند.

نگهداشت و بازبيني مجدد

عمليات سيستم اجرا مي­گردد و براساس تغيير در سياست­ها و رون كار اجرايي سازمان ، اين سيستمها بطور مداوم با اضافه كردن سخت افزار و نرم افزار جديد تغيير يافته و اصلاح مي گردد.

عمليات مديريت ريسك براي تاييد مجدد و دوره­اي سيستم و يا هنگامي كه تغييرات اساسي در محيط عملياتي يك سيستم روي مي­دهد، صورت مي­گيرد.

واگذاري

اقدامات اين بخش مربوط به اطلاعات، سخت افزار و نرم افزار موجود در سيستم بوده و شامل انتقال، بايگاني، از بين بردن اطلاعات و مطابقت سخت افزار و نرم افزار با محيط عملياتي اصلي است.(بومي سازي)

فرآيند مديريت ريسك براي مولفه­هاي سيستم اجرا مي­گردد و چگونگي عملكرد سخت افزار و نرم افزار و كار آنها بر روي اطلاعات را تاييد كرده و باعث انتقال سيستم در شرايط امن و با روشهاي اصولي خواهد شد.

 

بطور كلي اهداف مديريت ريسك در پروژهاي مبتني بر فناوري اطلاعات عبارتند از:

  • توجيه اقتصادي مطلوب و بهينه­سازي هزينه­ها
  • تامين امنيت در سيستم
  • تصويب و تاييد سيستم

     هدف اصلي ما در اين مقاله پرداختن به يكي از اهداف مديريت ريسک در جهت پياده­سازي سيستمهاي آموزش الكترونيك در سازمان است، و آن هم توجيه اقتصادي اين طرح مي­باشد، كه آيا اجراي آن در سازمان بزرگ صرفه اقتصادي دارد؟ آيا هزينه­هاي صرف شده در راستاي اجراي اين طرح، به سازمان برمي­گردد؟

 

5- ارزيابي اقتصادي پروژه آموزش الکترونيک

     در اين بخش قصد داريم در رابطه با هزينه­هاي پروژه پياده­سازي آموزش الکترونيک در صنعت و سود حاصل از اين طرح که يکي از اهداف مديريت ريسک مي­باشد، تجزيه و تحليلي انجام دهيم تا در صورت اجراي آن، توجيه اقتصادي لازم وجود داشته باشد.

     براي درک بهتر هزينه­هاي مطرح، به اين موارد توجه نماييد:

  • اجراي دوره­هاي آموزشي به شکل متمرکز به منظور کنترل بهتر و افزايش کيفيت دوره­ها.
  • سازماني با گستردگي جغرافيايي زياد و پراکندگي شرکتهاي تابعه.
  •  تعداد زياد کارمنداني که نياز به دوره­هاي آموزشي مستمر دارند.
  • نبود اساتيد کارآمد و توانا در همه شرکتهاي وابسته به سازمان.
  • وجود دوره­هاي آموزشي مشابه در شرکتهاي تابعه.

     مسائل اقتصادي در اين طرح را در سه زمينه مختلف مي­توان بررسي کرد، که شامل هزينه­هاي آموزش سنتي، هزينه­هاي آموزش الکترونيک و چگونگي بازگشت سرمايه خواهند بود.

 

1-5- هزينه­هاي آموزش در ساختار سنتي

     در اين ساختار، با توجه به تجربيات گذشته، پرسنل علاقه زيادي به شرکت در دوره­ها در ساعات کاري خود دارند و بدين ترتيب زمان کاري زيادي را از دست مي­دهند. در مدت زماني که کارکنان براي آموزش و افزايش مهارتهاي خود صرف مي­کنند عملاً بهره­وري آنها صفر است چرا که در روند توليد و ارائه خدمات و افزايش درآمد و سود سازمان خود سهمي ندارند. اين هزينه حداقل برابر حقوق پرسنل در روزهايي است که در محل کار خود حضور نداشته و اين زمان را صرف آموزش خود کرده­اند. البته اين نکته قابل توجه است که افزايش مهارت کارکنان در زمان ديگري به افزايش بهره­وري در سازمان منتهي مي­گردد. 

     يکي ديگر از هزينه­هاي موجود، زماني مطرح مي­گردد که به دلايلي نياز به اجراي دوره­هاي آموزشي در سازمان مرکزي مطرح است. در اين حالت هزينه­هاي سفر به محل آموزش، اقامت و غذا را بايد در نظر داشته باشيم.

     هزينه ارائه دوره­ها که از موارد مهم در اين ساختار هستند شامل حق­التدريس اساتيد، خدمات عمومي، کتاب و مراجع دوره، لوازم التحرير و محل آموزش است که با توجه به تعداد زياد کارکناني که نياز به آموزش دارند و کثرت دوره­ها، مبالغ قابل توجه­اي به سازمان مربوطه تحميل مي­گردد.

     در سازمانهايي مانند صنعت نفت که از يک ساختار يکپارچه و قانونمندي در کليه شرکتهاي تابعه برخوردار هستند، دوره­هاي آموزشي مشابه­اي وجود دارد که امروزه به صورت موازي در همه شرکتهاي تابعه اجرا مي­گردد، که اين موازي کاري هزينه­هاي بسياري را بر عهده سازمان گذاشته است.

 

2-5- هزينه­هاي آموزش در ساختار الکترونيک

     با توجه به ويژگيهاي اين نوع آموزش که در واقع آموزش از طريق رايانه و با استفاده از شبکه­هاي ارتباطي است و شامل دو بخش اساسي به نامهاي سيستم مديريت آموزش يا LMS[4] و محتواي الکترونيک است، هزينه­هاي اصلي نيز در اين دو بخش، قابل توجه هستند. سيستم مديريت آموزش کنترل­کننده فرآيند آموزش از ابتدا تا انتها و مديريت محتواي آموزشي را بر عهده دارد، و در ساختار آموزش الکترونيک از اهميت زيادي برخوردار است که در طراحي و توليد آن بايد دقت کافي صورت پذيرد. با بررسي اوليه مشخص مي شود که تهيه اين سيستم رايانه­اي هزينه­ بالايي نياز دارد، اما نکته قابل توجه اين است که اين هزينه يک بار و براي کل سيستم آموزشي سازمان پرداخت مي­گردد.

     هزينه­هاي بعدي مربوط به توليد محتواي الکترونيک است، که از طريق سيتم مديريت آموزش بعنوان يک دوره آموزشي براي کاربران قابل استفاده مي­گردد. با توجه به امکاناتي که در ساختار مجازي اين نوع آموزش مطرح است و قابليتهاي فوق­العاده­اي که در اختيار شرکت کنندگان قرار  مي­گيرد، محدوده هزينه­ها با توجه به نوع کاري که توليد مي­شود متفاوت مي­باشد. مجدداٌ به اين نکته اشاره مي­کنيم که اين هزينه يک بار پرداخت مي­شود و اين محصول به شکل نامحدود مورد استفاده کاربران قرار مي­گيرد.

     بخش ديگري از هزينه­ها مربوط به طراحي و برپايي شبکه­هاي ارتباطي مورد نياز در سيستم آموزش الکترونيک است، که امروزه اين شبکه­ها داراي انواع مختلفي هستند و بر اساس نوع ارتباطي که در ساختار بکارگرفته مي­شود، ميزان هزينه­ها متفاوت خواهد بود. البته در صنعت نفت به علت وجود خطوط ارتباطي قوي که از قبل براي سيستمهاي ديگري مهيا شده­است اين هزينه­ها قابل توجه نخواهد بود.

 

3-5- چگونگي بازگشت سرمايه

     با توجه به مطالبي که در بخشهاي گذشته مطرح شد و قابليهاي بيشماري که آموزش الکترونيک براي سازمانها مهيا مي­کند، مسئله اصلي و مهم براي مديران و مسئولان مربوطه بحث هزينه­هايي است که سازمان متحمل آن مي­گردد، و اين سئوال پرسيده مي­شود:" که آيا اجراي اين پروژه از لحاظ اقتصادي به سود سازمان خواهد بود؟ "

در اين راستا تحقيقات مختلف انجام شده است که ثابت مي­کنند اين نوع آموزش هم ميزان يادگيري افراد را بالا برده و به شکلهاي مختلف، هزينه­هايي که سازمانها متحمل آن شده­اند را باز مي­گرداند. بعنوان مثال گروه تحقيقاتيTHINQ  که در زمينه آموزش الکترونيک فعاليتهاي گسترده­اي انجام داده­اند با استفاده از روش آماري ROI[5] اين مطلب را به اثبات رسانده است[2].

     همچنين در مقاله­اي که در سال 83 در کنفرانس IKT مطرح شد، که در آن با استفاده از روش ROI به بررسي نرخ بازگشت سرمايه در رابطه با طرح پياده­سازي آموزش الکترونيک  در سازمانها پرداخته شده بود، اين نرخ براي سازمانهاي که داراي گستردگي جغرافيايي زياد و بيش از 150 نفر پرسنل باشد برابر با 36/834 درصد خواهد بود، كه اطلاعات بيشتر در جدول 2 ارايه شده است[6].

جدول2 : مقايسه نرخ بازگشت سرمايه براي شركتها با شرايط متفاوت[6]

اندازه سازمان

هزينه سفر

نرخ بازگشت سرمايه(ROI )

كوچك (50 نفر يا كمتر)

ندارد

29/6- %

متوسط (بين 50 تا 150 نفر)

ندارد

29/1 %

متوسط (بين 50 تا 150 نفر)

دارد

24/189 %

بزرگ  (بيش از 150 نفر)

ندارد

77/249%

بزرگ  (بيش از 150 نفر)

دارد

36/834%

6- نتيجه­گيري

     امروزه بكارگيري فناوري اطلاعات در امور مختلف در دنيا به صورت يك امر عادي در آمده است. اما نكته قابل توجه براي مديران و مسئولان IT اين است كه در بكارگيري فناوري اطلاعات در زمينه­هاي مختلف با شتابزدگي عمل نكرده و همه جنبه­هاي مثبت و منفي موجود را با كمك كارشناسان و متخصصان مربوطه بررسي نمايند. در اين راستا استفاده از مديريت ريسك در روند طراحي و توليد اين سيستمها يكي از راههاي موثر و مفيد خواهد بود.

     فرآيند آموزش نيز به شدت تحت تاثير اين تغييرات بوده و چگونگي عملكرد سنتي اين سيستمها را تغيير داده­است. استفاده از اين قابليتها در امر يادگيري، آموزش بدون توجه به محدوديتهاي زماني و مكاني و با حداكثر بهره­وري و با هزينه­هاي كم را براي سازمانها ي گسترده به ارمغان خواهد آورد.

     در حال حاضر بكارگيري آموزش الكترونيك در صنعت نفت با توجه به روند سريع رشد تكنولوژي­هاي جديد، تعدد شركتهاي تابعه، موازي كاريهاي بسيار، گستردگيهاي جغرافيايي زياد و موارد بيشمار ديگر كاملا محسوس مي­باشد. اميد است با حمايت مسئولان و مديران مربوطه اقدامات لازم در اين خصوص انجام گردد.

 

7- مراجع

1.       http://www.thinq.com/pages/new_wp_thefuture.htm

2.       J.L. Setaro, "How E-Learning Can Increase ROI for Training", 2000. http://www.thinq.com/pages/new_wp_IncreaseTheROI.htm

3.       Doug Hum, Anne Ladouceur, "E-learning, The New Frontier", August 2001

http://www.cata.ca/files/PDF/Resource_Centres/hightech/reports/studies/elearning.pdf

4.       G. Stoneburner, A. Goguen, A. Feringa, " Risk Management Guide For Information Technology      

System", July 2002

  1. ماهنامه مديريتي تدبير شماره 136
  2. جاويدان نژاد، ه. ، سهيلي، س. ، "آموزش الکترونيکي، نياز سازمانهاي سده 21 " ، تهران، 1383

 

 



[1] كارشناس ارشد آموزش

[2] The Project Management Body Of Knowledge

[3] System Development Life Cycle

[4] Learning Management System

[5] Return Of Investment

 
مديريت دانش در سازمان‌ها: بررسي تأثير متقابل فناوري، فنون و انسان 
  
مديريت دانش در سازمان 
  


مجری سایت : شرکت سیگما